تبليغاتX
هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

با سلام خدمت تمام دوستانم

با عرض معضرت از تأخیر نسبتاْ طولانی که در به روز رسانی وبلاگ داشتم .

 این به خاطر مشکل داشتن مدم سیستمم بود .

انشاء الله از امروز قوی تر و با نیروی بیشتر با کمک هم تهاجم دشمن را خنثی کنیم .

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/07 10:8 توسط مهدی قاسمی |


 

بازی Chicken Rush Deluxe 1.5.3 یکی از جذابترین , پر تحرک ترین و هیجان انگیز ترین بازی هایی خواهد بود که تا به حال انجام داده اید.این بازی محصول شرکت نرم افزاری VIVAMEDIA است و شما را ساعت ها پای کامپیوتر شخصی خود خواهد نشاند.داستان این بازی به این صورت است که شما یک جوجه مرغ هستید و یک مزرعه دارید که همسایگان سرخپوست گوشت خوار شما میخواهند به شما حمله کنند و با چنگال شما را بخورند و شما با تفنگتان آنها را از بین میبرید.در این بین ابزارهای مختلف دیگری نیز برای شما وجود دارد که بسیار خنده دار و قابل توجه هست.یکی از این ابزار ها خواهر مرغ شما است که با گاری سنگی خودش از روی هدف ها که همان سرخپوست های آدم خوار هستند رد میشود و آنها را له میکند.و البته ابزارهای بسیار جذاب و جالب دیگری نیز وجود دارد که پس از بازی کردن توسط خودتان آنها را کشف میکنید.

این بازی در 2 سبک معمولی و سبک زمانی دارای حدود 20 مرحله است که در حالت معمولی شما باید تعداد مثلا 200 عدد از اهداف را با تفنگ از بین ببرید و در سبک زمانی باید در حدود 150 ثانیه در هر مرحله در مقابل دشمنانتان که هدفشان خوردن شماست دوام بیاورید.در قبل از شروع هر مرحله شما نقشه ای را مشاهده میکنید که به شما نشان میدهد در مرحله چندم قرار دارید , سپس یک راهنما برای شما نمایش داده میشود که نکته ای را برای آن مرحله به شما گوش زد میکند.در هر مرحله یک موجود یا وسیله جدید به آن مرحله اضافه میشود که کار خاصی میکند.مثلا در یکی از مراحل یک شخص مین گذار بر روی کاکتوس ها مین میگذارد و اگر کاکتوس منفجر شود به طرف شما پرتاب میشود و شما را زخمی میکند و امتیاز از دست میدهید.در مراحل بالاتر سرعت حمله مرغ خوار ها بیشتر میشود و این سرعتعمل بالای شماست که نخواهد گذاشت شما بازنده شوید.برای کسب امتیاز بالاتر باید با از بین بردن اهداف بیشتر سکه ها و الماس های بیشتری جمع کنید و در نهایت آن مرحله را به پایان ببرید.بازی از رنگ بندی , صدا گذاری و انیمشن های طراحی شده جالبی برخوردار است و تمامی مراحل توسط موس انجام میپذیرد.بازی در 2 حالت Full Screen و به صورت پنجره کوچک شده قابل اجرا است و امکانات گرافیکی بالایی نمیخواهد و با کارت گرافیک 64 مگابایتی و عمق تصویر 32 رنگی هم به خوبی به شما امکان بازی میدهد.

 

دانلود با حجم ۱۲.۲ مگابایت

پسورد فایل : www.kamyabonline.com

منبع : www.kamyabonline.com

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 12:53 توسط مهدی قاسمی |


استادي در شروع کلاس درس، ليواني پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند نمي دانيم.
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن نمي دانم دقيقاً وزنش چقدراست. اما سوال من اين است: اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم، چه اتفاقي خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هيچ اتفاقي نمي افتد.
استاد پرسيد: خوب، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم، چه اتفاقي مي افتد؟
يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد مي گيرد.
حق با توست. حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد ديگري جسارتاً گفت: دست تان بي حس مي شود.عضلات به شدت تحت فشار قرار مي گيرند و فلج مي شوند. و مطمئناً کارتان به بيمارستان خواهد کشيد! و همه شاگردان
خنديدند.
استاد گفت: خيلي خوب است. ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير کرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود؟ درعوض من چه بايد بکنم؟
شاگردان گيج شدند. يکي از آنها گفت: ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت: دقيقاً! مشکلات زندگي هم مثل همين است. اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد، اشکالي ندارد. اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد. اگر بيشتر از آن نگه شان داريد، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود. فکرکردن به مشکلات
زندگي مهم است. اما مهم تر آن است که در پايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد. به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرید، هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هر مسئله و چالشي که برايتان پيش مي آيد، برآييد!

دوست من، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري. زندگي همين است...

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 12:45 توسط مهدی قاسمی |


دو بازی زیبا رو آماده کردم که اولی بازی بوکس هست و دومی بازی زامبی من که هر دو بازی جاوا هستند و بر روی اکثر موبایلهای این مجموعه قابل نصب می باشند

 منبع:مجله الكترونيك مينوس                      www.minos.blogfa.com        منبع:مجله الكترونيك مينوس                      www.minos.blogfa.com

راهنما:پس از دانلود کردن فایل به محل دانلود رفته و فایل را از حالت زیپ خارج کنید"  و اين فايل را بوسيله بلوتوس ، كابل و به گوشي موبايل خود فرستاده و بر روي آن نصب نماييد.

منبع:مجله الكترونيك مينوس                      www.minos.blogfa.com

مهم:به دلیل تفاوتهای ورژن جاوای نصب شده روی گوشیها در صورتی که احیانا برنامه ای بر روی گوشی شما نصب نشد دلیل بر خرابی برنامه نیست و تنها بدلیل تفاوت ورژن جاوای نصب شده بر روی گوشی ها میباشد.   ((گروه نرم افزاری مینوس))

منبع:مجله الكترونيك مينوس                      www.minos.blogfa.com   توجه:برای دانلود اگر از نرم افزار  Download Accelertor Plus استفاده میکنید اونو از کار بندازید و حتما روي لينك زير کلیک راست کرده و گزینه save target as...رو انتخاب كنيد

منبع:مجله الكترونيك مينوس                      www.minos.blogfa.com    DOWNLOAD BOXING GAME 89.5 KB

منبع:مجله الكترونيك مينوس                      www.minos.blogfa.com    DOWNLOAD ZOMBIE MAN GAME 67.2 KB

پسوورد: www.minos.blogfa.com ((به کوچک بودن تمام حروف توجه کنید))

منبع:مجله الكترونيك مينوس                      www.minos.blogfa.com   منبع:بزرگترین وبلاگ دانلود:MINOS

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 12:19 توسط مهدی قاسمی |


در آیه ی ۹۶ سوره ی اعراف خداوند تبارک و تعالی می فرماید :

و لو ان اهل القری امنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السما والارض

و اگر مردم شهرها و دیارها ایمان آورده و پرهیزگار میشدند همانا درهای برکاتی از آسمان  زمین را بر روی آنها میگشودیم

  خدا در آیه ای دیگر میفرماید ما اگر برکتی را به شهری میفرستیم یا بلایی را رفع میکنیم به خاطر افراد خاص و حیوانات اهلی است که در آن دیارها قرار دارند

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 12:12 توسط مهدی قاسمی |


 

سلام برای شروع بخش آیات کلیدی وبلاگ میخوام یک داستان و یک آیه از قرآن کریم را براتون بگم که اگر حق پذیر باشید حقیقتا رفتارتون عوض میشه .

روزی شخصی به پیشگاه پیامبر ص رفت و از ایشان خواست تا برایش قرآن را آموزش دهند و دین خدا را برایش عرضه کنند . پیامبر برایش آیه ای میخوانند آن شخص بلند میشود تا برود . پیامبر ص فرمودند :  کجا میروی من که هنوز به تو چیزی نگفته ام ؟ آن مرد گفت : من حقانیت دین اسلام را درک کردم و همین یک آیه برای من بس است .

اگر کسی واقعا بخواهد دین اسلام را بشناسد و به خدا نزدیک شود با شنیدن این آیه زندگی اش زیر و رو میشود . اما شرطش این است که انسان حق پذیر باشد .

خوب حتما دلتون میخواد بدونین این آیه چیه . آیه ی ۷ و ۸ سوره زلزله :

 

فمن یعمل مثقال ذره خیرا  یره (۷) و من یعمل مثقال ذره شرا یره (۸)

 

پس هر کس به قدر ذره ای کار نیک کرده باشد (پاداش) آن را خواهد دید و هرکس به قدر ذره ای کار زشتی مرتکب شده آن هم به کیفرش خواهد رسید .

 

عمل هرچه کوچک باشد حساب و کتاب دارد لذا هیچ گناهی را کوچک نشماریم و آن را انجام ندهیم و هیچ کار خوبی را نیز کوچک نشماریم و از انجام غافل نشویم .

آیا اگر ایات فوق را باور داشته باشیم رفتارمان تغییر نمیکند ؟

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 12:11 توسط مهدی قاسمی |


 

اگر حوصله تان سر رفته است و به كمي هيجان احتياج داريد ، اين بازي مي تواند ساعت ها سر شما را گرم نگه دارد. اين بازي با ويندوز هاي ME و 2000 و 98 و XP‌ سازگاري دارد و بسيار مهيج است.

شاهوار دات نت

لينك دانلود بازي

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 12:9 توسط مهدی قاسمی |


نگهبان آسمان يك بازي هواپيمايي بسيار هيجان انگيز است كه مطمئنم كه شما نيز تنها با يكبار بازي كردن ، معتاد اين بازي مي شويد ! و تا هنگامي كه بازي را به پايان نرسانيد خيالتان راحت نمي شود .

با اينكه بازي داراي حجم بسيار كمي است اما گرافيك بازي در نوع خود ، بسيار عالي است و موزيك هاي بازي نيزبسيار خوش ساخت و زيبا هستند طوري كه هيچ گاه از موزيك بازي و روند بازي خسته نمي شويد …

بازي داراي مراحل مختلف و فراواني است كه برخي از مراحل بسيار ساده و برخي ديگر بسيار سخت است و شايد ساعتها وقت شما را بگيرد .

جهت اجراي بازي نيز به سيستمي با مشخصات بالا احتياج نداريد و بازي در كامپيوترهاي قديمي نيز به راحتي اجرا مي شود فقط كافي است تا يك كارت گرافيكي با 16 مگابايت حافظه ، يك كارت صدا و 64 مگابايت رم (و يا بالاتر) داشته باشيد تا بتوانيد نگهبان آـسمان را بازي كنيد .

شرح هر ماموريت نيز در ابتداي هر مرحله به زبان فارسي شرح داده شده است .

منبع : شاهوار دات نت ---- www.shahvar.net

ضمنا كليدهايي كه در بازي به آن احتياج پيدا مي كنيد به شرح ذيل مي باشد :

كليك چپ : شليك تيربار

كليك راست : رها سازي بمب

Shift= بالابردن سرعت هواپيما

Ctrl= پايين آوردن سرعت هواپيما

ضمنا جهت نمايش اطراف هواپيما نيز در هر لحظه مي توانيد از كليدهاي جهت دار صفحه كايد (كليدهاي راست ، چپ ، بالا و پايين) استفاده كنيد .

پيشنهاد مي كنيم شما نيز اين بازي زيبا و كم حجم را دانلود كرده و نظرات خود را راجع به اين بازي بيان كنيد .

دانلود بازی نگهبان آسمان نسخه فارسی

حجم : 8.4 مگابایت

ضمنا بازي به صورت كرك شده نصب مي گردد و لذا احتياجي به كرك و يا شماره سريال نخواهيد داشت .

 

 

منبع : http://sahvar.net

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 12:7 توسط مهدی قاسمی |


يه بابايي آنقدر قدش كوتاه بود كه هميشه دهنش بوى جوراب مى داد!!


يه روز يه كبريته سرش رو ميخا رونه اتش ميگيره

 


غظنفرروتو مسجدراش نميدن مسجد ميسازهیچ كسي رو تو مسجدرا نميده

 


از يه اقايي ميپرسن بهترين برنامه ي تلويزيون چيه؟ميگه پيام بازرگاني ميگن چرا؟ميگه اخه بينش فيلم پخش ميكنن.

 


+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 12:2 توسط مهدی قاسمی |


 

من وقتی این نامه رو خوندم اصلا دیدگاهم نسبت به چارلی عوض شد . عالی نوشته .

شما هم حتما بخونید .

ژرالدين دخترم:

اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من ...........

در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 11:58 توسط مهدی قاسمی |



برای لحظاتی با دقت به نقطه سیاه وسط این عکس نگاه کنید (یعنی کاملا زل بزنید!) پس از مدتی خواهید دید که منطقه خاکستری دور آن نقطه، حذف می‌شود. جالب بود نه!؟

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 11:55 توسط مهدی قاسمی |



به نظر شما چطور همچین چیزی ممکن است!؟ یکی بالا بیاید و دیگری پایین!؟


خودتان را بکشید هم نمیتوانید همچین پلکانی بسازید!!

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 11:53 توسط مهدی قاسمی |



می‌توانید تعداد پاهای این فیل را بشمارید!؟

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 11:52 توسط مهدی قاسمی |


آیا می‌توانید سه صورت در تصویر پایین پیدا کنید!؟


+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 11:52 توسط مهدی قاسمی |


 

                   حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها )

 

برای گوش کردن و دانلود مرثیه ها به ادامه مطلب مراجعه کنید ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 11:51 توسط مهدی قاسمی |


در نگاه اول یک صورت مشاهده می‌کنید!؟ کمی بیشتر دقت کنید ... یک باغ وحش از حیوانات خواهید دید!


 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/07/22 13:53 توسط مهدی قاسمی |


 

منبع:مجله الكترونيك مينوس                      www.minos.blogfa.com

 

منبع : http://minos.blogfa.com

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/07/22 13:40 توسط مهدی قاسمی |


+ نوشته شده در یکشنبه 1386/07/22 13:36 توسط مهدی قاسمی |


روزی روزگاری در جزیره ای دور افتاده ،تمام احساسها کنار هم به خوبی وخوشی زندگی میکردند خوشبختی ،پولداری،عشق،دانایی،صبر،غم،ترس و.... هرکدام به روش خود میزیستند تا اینکه یه روز....دانایی به همه گفت:هرچه زودتر این جزیره را ترک کنین زیرا به زودی آب این جزیره را خواهد گرفت واگر بمانید غرق میشوید تمام احساسها بادست پاچگی قایق های خود را از انبار خونه شون بیرون آوردند تعمیرش کردند و پس از عایق کاری و اصلاح پاروها،آنها را به آب انداخته ومنتظر روز حادثه شدند روز حادثه  که رسید همه چیز از یک طوفان بزرگ شروع شد وهوا به قدری خراب شد که همه به سرعت سوار قایقها شدند وپارو زنان جزیره رو ترک کردنددر این میان عشق هم سوار  بر قایقش بود اما به هنگام دور شدن از جزیره متوجه حیوانات جزیره شد که همگی به کنار ساحل آمده بودند و  وحشت را نگهداشته بودند ونمیگذاشتند که او سوار بر قایق شود عشق سریعاً برگشت و قایقش را به همه ی حیوانها و  وحشت  زندانی شده توسط آنها سپرد. آنها همگی سوار شدند ودیگر جایی برای عشق نماند قایق رفت و عشق تنها در جزیره ماند جزیره لحظه به لحظه بیشتر زیر آ می رفت عشق تا زیر گردن در آب فرو رفته بود او نمیترسید زیراترس جزیره را ترک کرده بود اما نیاز به کمک داشت.فریاد زد و از همه ی احساسها کمک خواست .اول کسی جوابش را نداد.در همان نزدیکی ها ،دوستش  ..پولداری.. را دید وگفت: ..پولداری..  ..عزیز.. به من کمک کن..پولداری گفت:متاسفم ،قایق من پراز پول وشمس طلاست و جای خالی ندارد..عشق..گفت:رو به سوی قایق ..غرور .. کردوگفت:مرا نجات میدهی غرور پاسخ داد :هرگز ؛تو خیسی ومرا خیس میکنی ..عشق..رو به سوی ..غم..کرد وگفت عای غم عزیز مرا نجات بده اما غم گفت:متاسفم عشق عزیز من اونقدر غمگینم که یکی باید بیاید ون خودمو نجات بده در این بین ..خوشگذرانی و بیکاری از کنار عشق گذشتند ولی عشق هرگز از آنها کمک نخواست از دور شهوت را دید وبه او گفت: ..شهوت..عزیز من مرا نجات میدی شهوت پاسخ داد هرگز.....برو به درک....سالها منتظر این لحظه بودم که بمیری ...حالا بیام نجاتت بدم ...؟؟؟ عشق که نمیتوانست ناامید باشهرو به سوی خدا کرد وگفت خدایا منو نجات بده ناگهان صدایی از دور به گوشش رسید که فریاد میزد: نگران نباش من دارم به کمکت می آیم عشق آنقدر آب خورده بود که دیگه نمیتونست روی آب خودشو نگه داره و بیهوش شد .پس از به هوش آمدنبا تعجب خودشو تو قایق ..دانایی... یافت. آفتاب در حال طلوع مجدد بود و دریا آرامتر از همیشه. جزیره آرام آرام داشت از زیرهجوم آب بیرون می آمد زیرا امتحان نیت قلبی احساسهای دیگه به پایان رسیده بود.عشق برخواست،به دانایی سلام کرد واز او تشکر نمود دانایی پاسخ سلامش را داد و گفت:من شجاعتش رو نداشتم که به سمت تو بیایم شجاعت هم که قایقش دور از من بود نمیتوانست بای نجات تو راهی پیدا کند پس میبینی که هیچکدام از ما تو را نجات ندادیم یعنی اتحاد لازم را بدون تو نداشتیم تو حکم فرمانده بقیه ی احساسها را داری.عشق با تعجب گفت:پس اون صدا کی بود که به من گفت برای نجات من میاد؟؟دانایی گفت او زمان بود...عشق با تعجب گفت زمان؟؟؟دانایی لبخندی زد و پاسخ داد:بله زمان...چون این فقط زمان است که لیاقتش را دارد که بفهمد عشق چقدر بزرگ است....

 

 

 

منبع : http://lovepatmat.blogfa.com/

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/07/22 13:4 توسط مهدی قاسمی |


معمای آلبرت انیشتن در قرن نوزدهم میلادی

آیا شما باهوش هستید؟

آیا شما در زمره دو درصد افراد باهوش در دنیا هستید؟

پس مساله زیر را حل کنید و دریابید در میانه افراده باهوش جهان قرار دارید یا خیر! هیچگونه کلک و حقه ای در این مساله وجود ندارد ، و تنها منطق محض می تواند شما را به جواب برساند . (موفق باشید)

۱ ( در خیابانی ، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد .
۲ ( در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند .
۳( این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند ، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند .

سئوال :

کدام یک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟
راهنمایی :
۱(  مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند .
۲ ( مرد سوئدی ، یک سگ دارد .
۳ ( مرد دانمارکی چای می نوشد .
۴ ( خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد .
۵ ( صاحبخانه خانه سبز ، قهوه می نوشد .
۶ ( شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد .
۷ ( صاحب خانه زرد ، سیگار Dunhill می کشد .
۸(  مردی که در خانه وسطی زندگی می کند ، شیر می نوشد .
۹(  مرد نروژی ، در اولین خانه زندگی می کند .
۱۰ (مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند .
۱۱ ( مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند .
۱۲ ( مردی که سیگار Blue Master می کشد ، آب میوه می نوشد .
۱۳ ( مرد آلمانی سیگار Prince می کشد .
۱۴ ( مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند .
۱۵ ( مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد .

آلبرت انیشتن این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت ، به گفته وی ۹۸% از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند ! شماچطور ؟؟؟

من مطمئن هستم که شما می توانید . امتحان کنید !

منتظر نظرات و جواب شما هستم .

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/07/10 14:4 توسط مهدی قاسمی |


آلبرت اینشتین Albert  Einstein     (1955-1879)

 

 آلبرت اینشتین، مشهور ترین دانشمند جهان در نامه ای خطاب به رییس جمهور آمریکا چنین نوشت :

« از مطالعه تحقیقات اخیر دانشمندانی چون انریکوفرمی و زیلارد چنین نتیجه گرفتم  ونیز اعتقاد دارم که عنصر اورانیوم می تواند در آینده ای نزدیک منبع عظیمی از انرژی تولید کند . اگر بمب اورانیوم در جزیره ای منفجر شود قادر خواهد بود تمام نواحی اطراف جزیره رانیست و نابود کند .»                                    

این نامه در پاییز 1939 به فرانکلین روزولت رییس جمهور آمریکا نوشته شده است . شش سال بعد یعنی در روز ششم اوت 1945 ، اولین بمب اتمی بر روی شهر هیروشیما در ژاپن فرود آمد . در اثر انفجار این بمب ، 60000 نفر کشته شدند ،100000 نفر مجروح گردیدند و 200000 نفر بی خانمان شدند و نزدیک به 600 عمارت بزرگ ویران گردید . چند روز بعد بمب دیگری روی شهر ناگاساکی فرود آمد وبا تسلیم شدن دولت ژاپن جنگ جهانی دوم پایان یافت .                                   

بمب اتمی بر اساس محاسبات دقیقی است که اینشتین در سال 1905 انجام داد . او ثابت کرد که ماده قابل تبدیل به انرژی است و انرژی نیز می تواند به ماده تبدیل شود . ماده نه بوجود می آید و نه از بین می رود. این نظریه مورد پذیرش همه ی دانشمندان بود . اینشتین نتیجه ی محاسباتش را بصورت رابطه ی زیر در آورد :

E = mC2

 یعنی : انرژی برابر است با حاصلضرب جرم (ماده) در مجذور سرعت نور .

 چون سرعت نور خیلی زیاد و برابر 300000 کیلومتر بر ثانیه است ، پس انرژی حاصل از مقدار کمی ماده بسیار زیاد خواهد بود . در حقیقت ، اگر 456 گرم از ماده ای مثلا زغال سنگ بتواند به انرژی تبدیل شود تولید ده میلیارد کیلووات ساعت انرژی خواهد کرد . 530/4 کیلوگرم از این ماده قادر خواهد بود که الکتریسیته ی تمام کره ی زمین را به مدت یک ماه تامین کند .

 آلبرت اینشتین، در 14مارس 1879 در شهر یولم ، از شهرهای جنوبی آلمان بدنیا آمد . یکسال پس از تولد او، خانواده اش به حومه ی شهر مونیخ عزیمت کردند . پدر آلبرت صاحب یک کارخانه ی الکتروشیمیایی بود ، و عموی مجردش مهندس با تجربه ای بود که در کارخانه به پدر آلبرت کمک می کرد و با آنها زندگی می کرد . مادرش به موسیقی علاقه ی زیادی داشت و از طرفداران آثار بتهوون بود .

مادر این عشق و علاقه را در پسرش به وجود آورد و از 6 سالگی  به او درس ویلون می داد . آلبرت در اوایل کار علاقه ای به آموختن درس موسیقی نداشت و از آن گریزان بود، اما بعدها به تدریج به موسیقی علاقه مند شد و از نواختن سونات های موزارت لذت می برد. شدت این علاقه به حدی بود که تا آخر عمر از آن چشم نپوشید و اوقات بیکاری را به نواختن قطعات موسیقی می پرداخت .

آلبرت در دوران کودکی نبوغی نداشت ، و به حدی دیر حرف زدن را یاد گرفت که والدینش می ترسیدند مبادا او کودن و عقب افتاده باشد . از زمان کودکی او خود را از بچه های هم سن وسالش جدا می کرد . روزها به گوشه ای می رفت و فکر می کرد بدون اینکه کاری انجام دهد . از انجام کارهای بدنی گریزان بود واز بازی با بچه ها تنفر داشت .

خیابان های مونیخ اغلب شاهد رژه سربازان آلمانی بود و بچه ها از دیدن این منظره خیلی لذت می بردند اما آلبرت از دیدن رژه ی سربازان ناراحت می شد . او از اینکه آدمها ماشین وار راه بروند اصلا خوشش  نمی آمد .                     

مونیخ درآن زمان سیستم آموزش و پرورش عمومی نداشت . مدارس ابتدایی زیرنظر گروه های مذهبی اداره می شد با اینکه پدر و مادر اینشتین یهودی بودند ، علاقه ای به دین خود نداشتند و آلبرت را به نزدیک ترین مدرسه که یک مدرسه ی ابتدایی کاتولیکی بود فرستادند . در 10 سالگی وارد دبیرستانی به نام ژیمنازیوم شد . در این مدرسه، شاگردان را برای ورود به دانشگاه آماده می کردند .

او در دبیرستان موفقیتی کسب نکرد و هیچ وقت خوشحال نبود . شاگردان مدرسه، درسشان را از روی عادت و بدون تفکر می آموختند و درباره ی موضوعی که جنبه ی فکری داشت اصلا بحث نمی کردند .

موقعی که اینشتین در ژیمنازیوم بود درباره ی دین یهود  چیزها آموخت . قبلا نیز در مدرسه ی ابتدایی با مذهب کاتولیک آشنا شده بود ، و به ارزش اخلاقی مذاهب توجه داشت .

او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان ، از قبول عضویت در گروه مذهبی امتناع ورزید . اما بعد ها که آلمانیها در دوران رژیم هیتلرنازی یهودیان را زیر شکنجه قرار دادند ، به سوی گروه مذهبی یهود گروید .

عموی مهندس اینشتین، در مطالعه ریاضیات راه و روش خاصی داشت . او به آلبرت نشان داد که چگونه می توان به کمک علم جبر بیشتر مسایل روزانه را حل کرد . او برای اینکه بتواند فکر آلبرت را به ای موضوع جلب کند می گفت :

« جبر ، علم جالب و شیرینی است . موقعی که ما حیوانی را برای شکار دنبال می کنیم اگر به چنگ ما نیفتد اسمش را موقتا (( x می گذاریم و این قدر این کار را ادامه می دهیم تا او را به دام بیندازیم . در این حالت دیگر (( xبرای ما مفهومی ندارد چون حیوان را شکار کرده ایم .»

علم هندسه خیلی مورد توجه اینشتین بود . بویژه او به روش های متداول و اثبات هر قضیه از راه استدلال و فکر علاقه مند بود . در این باره می گوید:

« در جوانی دو چیز خیلی برایم ارزش پیدا کرد . یکی در 5 سالگی بود که یک قطب نمای مغناطیسی برایم آوردند و دیگری در 12 سالگی بود که کتاب معروف هندسه اقلیدس را مطالعه کردم . باید به صراحت بگویم که اگر کسی در جوانی این کتاب را مطالعه نکرده باشد هرگز نمی تواند یک پژوهشگر باشد .»

هنگامی که اینشتین 15 ساله بود پدر از کار در مونیخ دست کشید و به میلان ایتالیا رفت تا کار تازه ای در آنجا آغاز کند . آلبرت هنوز در ژیمنازیوم تحصیل میکرد و مجبور بود در مونیخ بماند تا دیپلم تحصیلی اش را بگیرد. مدرسه به تدریج برای اینشتین خسته کننده شده بود . او در درس ریاضیات پیشرفت شگرفی داشت اما در برابر سایر دروس که بطور یکنواخت تدریس می شد چندان قوی نبود . سرانجام ژیمنازیوم را نیمه تمام گذاشت و به ایتالیا نزد پدرش رفت . او در ژیمنازیوم بر خلاف سایر شاگردان هیچ وقت تکالیف مدرسه را انجام نمی داد .

پس از اقامت کوتاهی در ایتالیا ، فرصتی پیدا کرد تا درباره ی آینده اش فکر کند . سرانجام تصمیم گرفت که زندگی خود را وقف مطالعه و تحقیق در ریاضیات و فیزیک کند .

برای امتحان ورودی پلی تکنیک زوریخ به سویس رفت ، اما در این امتحان رد شد . استعداد ریاضی اش عالی بود ولی متاسفانه در دروس زبان و زیست شناسی ضعیف بود . رییس پلی تکنیک که سخت تحت تاثیر نبوغ ریاضی اینشتین قرار گرفته بود به او پیشنهاد کرد که در سویس بماند و معلومات خود را برای ورود به مدرسه تکمیل کند . در اینجا اینشتین مدارسی را می دید که روش آموزش و پرورش در آنها با مدارس مونیخ تفاوت زیادی داشت . شاگردان نا گزیر بودند که بدون کمک معلم فکر کنند و معلمان نیز با شاگردان به بحث و گفتگو درباره موضوعات مختلف می پرداختند.  او مدرسه مورد علاقه اش را برای نخستین با یافته بود . پس از تکمیل معلومات در امتحان ورودی مدرسه پلی تکنیک  زوریخ پذیرفته شد .

موقعی که در زوریخ بود تصمیم گرفت که معلم فیزیک بشود . برای رسیدن به این هدف دروس مربوطه را مطالعه کرد و برای کسب این مقام تبعه سویس شد . زندگی او در زوریخ از نظر مادی چندان رضایت بخش نبود . وضع مالی پدر روز به روز وخیم تر می شد ، و او دیگر نمی توانست مخارج تحصیل پسرش را بپردازد . خوشبختانه، یکی از بستگان ثروتمندش به آلبرت کمک  کرد و خرج تحصیل او را برعهده گرفت .

باوجود اینکه اینشتین دانشجوی برجسته  زرنگی بود و همیشه تشویق نامه های زیادی از استادان خود می گرفت ، نتوانست به مقام معلمی برسد . از این رو، برای گذراندن زندگی در اداره ی ثبت اختراعات شهر برن در سویس به عنوان بازرس مشغول به کار شد . 

در سال 1905 ، موقعی که در اداره ی ثبت اختراعات کار می کرد ، اینشتین تئوری نسبیت خاص را ارایه داد . این تئوری همانی بود که بعد ها از آن برای ساختن بمب اتم استفاده شد . تا آن زمان تمام اصول فیزیکی مبتنی بر قوانین نیوتون بود که دویست سال پیش از آن بصورت فرمول درآمده بود، و جواب گوی بیشتر مسایل فیزیک بود . اما اکنون قوانین نیوتون در مورد برخی مسایل صدق نمی کرد . مثلا اگر موشکی از یک ناو فضایی در جهت حرکت پرتاب شود سرعت آن برابر خواهد بود با مجموع سرعت موشک و ناو .

اگر قوانین نیوتون در مورد نور بکار رود ، در حالتی که منبع نور به بیننده نزدیک شود سرعت نور زیاد می شود و اگر منبع نور از ناظر دور شود از سرعت نور کاسته خواهد شد .

آلبرت مایکلسون ، دانشمند نامدار آمریکایی و استاد آکادمی نیروی دریایی در آناپولیس ، با آزمایش هایی که انجام داد ثابت کرد که سرعت نور از قوانین نیوتون پیروی نمی کند .

اینشتین ، اساس فکر و تجربه اش را روی نتایج تحقیقات مایکلسون بنا نهاد و نظریه ای به این صورت بیان کرد : « صرف نظر از منبع نور و اینکه ناظر چه نوع حرکتی داشته باشد ، سرعت نور نسبت به تمام افراد مقداری است مساوی »

این نظریه ، اگرچه به نظر مهم نمی آید، اما از قدرت نبوغ خارق العاده ی اینشتین سرچشمه می گیرد که نظریاتش همه شگفت و باور نکردنی است . نظریاتی که تمامی آنها تا امروز جامه ی حقیقت بر خود پوشیده اند . اینشتین در یکی از نظریاتش می گوید که ساعتی که در حال حرکت است کند تر از ساعتی که ثابت است کار می کند . این نظریه ، به تجربه نیز ثابت شده است . زمانیکه مساله ی مسافرت  با ناو فضایی به کرات آسمانی حل شود ، مسافری که از سفریک ماه  (طبق ساعت ماه ) به زمین باز گردد پسر کوچکش بیست سال از پدر پیر تر است !

اینشتین از روی اصل ثبات نور ، قانون تبدیل ماده به انرژی را بوجود آورد و ساختمان بمب اتمی را پیش بینی کرد . این قانون برای نخستین بار به راز انرژی عظیم خورشید پی برد . اگر حرارت حاصل از خورشید در نتیجه احتراق یک ماده سوختنی می بود باید قرن ها پیش خورشید خاموش می شد .

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/07/10 13:35 توسط مهدی قاسمی |


DESIGN BY : MINOS X

صفحه نخست
پست الکترونیک




نوشته های پیشین

فروردین 1387

آبان 1386
مهر 1386


آرشیو موضوعی

صوتي و تصويري
گالري تصاوير
مطالب جالب
دانلودستان
ترفند ...
لطیفه
بازی
آیات و احادیث کلیدی
موبایل



    تعداد بازديدها:

دانلودستان مینوس:ویرایش قالب
برترین قالبها و دانلودها در مینوس
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS